مشکل حل شـــــــد

سلام..

مي‌بينم كه همتون تو خماري نظر و اينا مونديد...

فقط من موندم اون نفره اول يعني آقاي فرزاد خان چه جوري تونست نظر بده...

خيلي جالبه‌هااااااا...

خوب جدا از شوخي...

مشكل حل شد..

پس لطفا هر چه سريع‌تر بريد اونجا و نظر بديد.. تا رسما اون وبلاگ را بيفته..

من مطمئنم همتون خوشتون مياد...

بازم آدرسشو مي‌گم..

دفتر عقايد من

شب همتون خوش

امضا:‌ روميصا

  
نویسنده : romisa rf ; ساعت ٢:٢۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۱ تیر ،۱۳۸۳


وبلاگ جديده مــــــن

سلام به همه...

شرمنده همه که خيلی وقته اين وبلاگ آپديت نشده..

آخه داشتم يه وبه ديگه درست می‌کردم...

حتما بريد ببينيد...

چون منتظر نظراتتونم...

حتما بريدااااا....

اينم آدرسشه..

دفتر عقايد من

خوب شب همتون خوش

موفق و شاد باشيد..

امضاء: روميصا

  
نویسنده : romisa rf ; ساعت ۳:٤٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ تیر ،۱۳۸۳


بچه تهـــــــــرون

سلام به همه دوستان خوب خودم...

يادتون يه بار براتون يه فرهنگ لغات گذاشتم.. حالا مي‌خوام براتون يه مدل ديگشو بگم.. خداييش خيلي باحاله..

حالا اين شما و اين فرهنگ لغات جديد فارسي..

اينو هم بگم به علت دلايل تربيتي از گفتن يك سري از اونا معذورم..

البته خيلي زياده ولي من جالب‌ترينشو براتون گفتم..

آويزون: كسي كه مرتب كنه مي‌شه و بدون دعوت همه جا ميره...

اسدالله خان: ترياكي خفن

اصغر آرنولد (اكبر..ممد..آرنولداينا): كسي كه زيبايي اندام كار مي‌كنه ولي جواده...

برو بچ: بچه‌ها و دوستان

بچه مثبت: به كساني كه تو خط هيچي جز درس خوندن نيستند..

بيريف: رديف

بينيم با: برو بابا

پارازيت: حرف بد موقع

پا دادن: قبول كردن

پايه‌اي؟ : حاضري؟

بيچ: دو دره

پاستوريزه: به كساني كه موهاشون آب و شونه و خيلي آروم وساكت و با ادبند..

تيريپ: مدل، قيافه..

تو باغ نبودن: در جريان نبودن

تو نخ كسي بودن: تو فكر كسي بودن

تو كف كسي بودن: وقتي يه نفر از يكي ديگه خيلي خوشش مياد.. تو كفشه

جواد: بي‌كلاس

جواد مخفي: جوادايي كه مثلا تيپ زدن به خيال خودشون

بچه جردن جنوبي: بچه‌هاي پايين شهر

حاجيت: عنواني كه پسرا به خودشون مي‌بندن

خبر ده‌ده: خبري نيست

بچه خرخون: كسي كه زياد درس مي‌خونه

داف: دختر خوشگل

داف بازي: دختر بازي

دافي: دوست دختر

دمبه: كسي كه خيلي تنبله

دمت قيژ: دمت‌گرم

ره ده‌ده: تموم شد

زاقارت: ضايع، سه

زيد: دوست دختر، دوست پسر

سريش: كنه

لاو تركوندن: عاشق هم بودن

مادر فولاد زره: زشت و بد هيكل در مورد دخترا

ماهم بله: ما هم تو جريانيم

مخ زدن: عملي كه پسر يا دختر براي جلب توجه انجام مي‌دن

ميخ شدن: خيره شدن...

عجــــب... برو بچ خوشتون اومد از اين فرهنگ لغات... ولي خداييش بعضي از كلماتش اگه به جا و درست بكار بره خيلي باحاله.. ولي اگه هي بخواي بگي يه جورايي غير قابل تحمل ميشه.. ميره تو مايه‌هاي بچه‌هاي چاله ميدون... هرچيزي به اندازش خوبه..

امضاء: روميصا

  
نویسنده : romisa rf ; ساعت ٢:٤٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳ تیر ،۱۳۸۳


عجــــــــــــب...

اين مطلب كه براتون نوشتم قابل توجه فمنيست‌هاي عزيز مي‌باشد و آقايون محترم كمي استفاده ببرن از اين مطلب...

اگه با اون خوب رفتار كنيد، اون به شما مي‌گه كه اسير عشق اون شديد.. اما اگه خوب رفتار نكنيد اون به شما مي‌گه كه مغرور و متكبر هستيد... (اي بابا)

اگه با اون بحث كنيد اون شمارو لجوج و خيره‌سر مي‌دونه... اگه آرام باشيد و بحث نكنيد اون شمارو خنگ مي‌دونه... (دست شما درد نكنه)

اگه از اون باهوش‌تر باشيد اون خودشو مي‌بازه.. اما اگه اون از شما باهوش‌تر باشه.. او قطعا شخص بزرگيه.. (از بس حسوديد)

اگه اونو دوست نداشته باشيد اون براي به دست آوردن شما تلاش خواهد كرد.. (از بس پشتكار دارن)

اگه با اون در مورد مشكلاتتون حرف بزنيد اون به شما مي‌گه كه اين حرفا آزار دهندست.. (عجـــــب)

اگه درباره مسائل خودتون با اون صحبت نكنيد.. اون مي‌گه كه شما به اون اعتماد نداريد.. (به حق چيزاي نشنيده)

اگه شما قرارتونو با اون كنسل كنيد.. شما غيرقابل اعتماديد.. اما اگه اون اين كارو بكنه حتما مشكل مهمي داشته.. (خوبه از روئم نميرن)

اگه شما سيگار بكشيد..وااااااي شما دختر خيلي بدي هستيد.. اما اگه اون سيگار و قليون بكشه اون يك آقا و مرد بزرگيه.. (از تعريف هم كه كم نمي‌يارن ماشالا)

اگه شما امتحاناتتونو خوب بديد شما آدم خوش شانسي بوديد.. اما اگه نتيجه امتحاناي اون خوب بشه.. به خاطر هوش بالا و استعداد كم نظيرشه.. (بزنيم به تخته يه وقت چش نخورن)

اگه اونو آزار بديد.. شما دختر خيلي ظالم و بي‌رحمي هستيد.. اما اگه اون شمارو اذيت كنه.. شما آدم خيلي حساسي هستيد..(تو رو خدااااا)

در نتيجه..

پس خانماي محترم چيكار كنن..؟!!

امضاء: روميصا

  
نویسنده : romisa rf ; ساعت ٢:٠٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ خرداد ،۱۳۸۳


نادونــــــــــــــــی

خدا كنه بدي‌هايي كه آدم مي‌كنه..ريشش از نادوني باشه..

نادوني‌رو هم خدا مي‌بخشه.. هم بنده خدا..

ولي بدي‌هايي كه از سر بد ذاتي و قصد هست.. نه قابل بخششه نه گذشت..

ولي خوب تو دو تا حالت نمي‌شه از بدي انتظار خوبي داشت.. چون در هر صورت هر دوشون به يه هدف مي‌زنن..

بعضي از آدما بدجوري رگ نادوني‌شون گل مي‌كنه..

مي‌دونيد چه جوري مي‌شه كه رگ نادوني‌مون ورم مي‌كنه..

فقط كافيه يه كمي به احساس پليدي كه توي وجودمون مياد ميدون بديم..

تازه در مورد اون نه تنها شك كني.. حتي بهش اطمينانم داشته باشي..

اين اعتماد كوركورانه به خودمون..وقتي با نادوني هم قاطي بشه..

براي ويرون كردن دنيا هم كافيه..

امضاء: روميصا

  
نویسنده : romisa rf ; ساعت ٢:٠٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٦ خرداد ،۱۳۸۳


نــــــــــــــــــــــه

نه حرف بدي نيست.. خوبم نيست..

ارزش اين حرف مثه بقيه حرفا به‌جا و به وقتشه..

شيريني بله.. به راستيشه..

گاهي وقتا تو زندگي‌مون پيش مياد كه حق با يه نه گفتن روشن مي‌شه...

بيشتر آدما فكر مي‌كنن.. هركي جواب نـــه بهشون مي‌ده.. باهاشون سر جنگ داره..

ولي.. نـــه و بلـــه گفتن يه حق انتخابه..

هركسي اين حق و داره از بين اين دو تا هر كدوم‌رو مي‌خواد انتخاب كنه ولي به شرطي كه به درستي اون اطمينان داشته باشه..

نــــه گفتن.. بعضي وقتا واجبه.. يه نيازه..

اگه اونو به‌جا نگيم.. دروغ و كلك جاي حقيقت و زيبايي و راستي‌رو مي‌گيرن..

امضاء: روميصا

  
نویسنده : romisa rf ; ساعت ۱:۳٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٩ خرداد ،۱۳۸۳


دنـــــــــــــيا

يادم داد كه هر حرف كلمه زندگي يه معني داره..

(ز) مثه زيبايي..

(ن) مثه نمايش..

(د) مثه داوري..

(گ) مثه گذشت..

(ي) مثه يك دلي..

مي‌گفت زندگي زيباست..

زيبا و لطيف مثه برگ گل..خشن و محكم مثه سنگ..

مي‌گفت زندگي نمايشه...

گاهي وقتا كوتاه و غمگينه..گاهي وقتا شاد و تمام شدني..

يه دفعه ازش پرسيدم اولين مرحله شروع يه زندگي خوب چيه..؟

خيلي محكم بهم گفت گذشت و يه‌رنگي..

خيلي دلم مي‌خواست مثه اون به زندگي نيگا مي‌كردم..

يعني فكر كنم..دارم به يه نمايش كوتاه و جالب نگاه مي‌كنم و از اون چيزايي ياد مي‌گيرم..

دوست داشتم مي‌شد فقطِ به زيباي‌هاي زندگي نيگا كرد..

ولي مگه مي‌شه.. وقتي دورو برتو نيگا مي‌كني.. چه چيزه قشنگي مي‌توني ببيني..

امضاء: روميصا

  
نویسنده : romisa rf ; ساعت ٢:۱۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢ خرداد ،۱۳۸۳


تولدم مبــــــــــــــارک

خانوما آقايون محترم به جشن تولد من خوش اومديد...(البته بنا به دلايل اسلامي مجبور شديم زنونه و مردونه‌رو جدا كنيم)

لطفا كادوهاتونو دمه در تحويل بديد..(قابل توجه ويدگا خانم)

وگرنه از پذيرفتن شما معذوريم...

خوب بالاخره اين 28 ارديبهشت روزي كه همه از فرط شادي ذوق مرگ شدن رسيد..

خودم نمي‌دونم بايد برا اين كه به اين دنيا اومدم خوشحال باشم يا نه..

ولي خوب زندگي تو اين دنيا هم خوب بود هم بد...

بعضي وقتا آدم تو دلش مي‌گه كاش به دنيا نمي‌يومد..

بعضي وقتا از اين كه تو اين دنياست.. خوشحاله..

نمي‌دونم چرا اين‌جوريه..

به هر حال من كه تا حالا 20 سال از خدا عمر گرفتم.. بقيش هم دست خودشه..

فقط خدا كنه جوري زندگي نكرده باشم كه اگه روزي اومدن گفتن يه روز بيشتر زنده نيستي..

از ناراحتي سكته نزنم..

خوب دوستان اين بار به مناسبت جشن تولد اينجانب... زود آپديت شد اين وبلاگ..

شرمنده كه نمي‌تونم كادوهاتونو ازتون بگيرم..

عيب نداره فعلا دست خودتون باشه..

مي‌بخشم به خودتون..

راستي ما رسم نداريم تو تولدامون كيك تعارف كنيم..

فقط برا افه مياريم عكس مي‌ندازيم باهاش جلو مهمونا..

بعدش مهمونا كه گرفتن.. خودمون از خجالتش درميايم..

اين عكس كيك تولدمه...

كيك تولدم

 اينم عكس كادوهامه..غصه نخوريدا من اصلا ناراحت نشدم كه نتونستيد كادوهاتونو بياريد...

كادووووهام

   خوب اميدوارم بهتون خوش گذشته باشه.. تا حالا تولد به اين يخي ديده بوديد..

من كه خودم نديده بودم..

امضاء:‌ روميصا

  
نویسنده : romisa rf ; ساعت ۳:٠٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۸ اردیبهشت ،۱۳۸۳


چشمای تــــــــازه

خيلي از مسائل تو زندگي‌مون هستن كه تا از زاويه درست ديده نشن.. ارزش و زيبايي واقعي خودشو نشون نمي‌ده..

اين چشم ساده بين و عادت داده ما.. نمي‌تونه به راحتي اين زيبايي‌ها رو ببينه..

اگه به هر مسئله‌اي از زاويه درست نگاه كنيم..

تو اون چيزاي باشكوه و زيبايي مي‌بينيم..

بايد همه‌چيز و همه كس‌رو با چشماي تازه و نو ببينيم..نه از روي عادت.. و اون‌جوري كه خودمون مي‌خوايم..

چون وقتي به همه چي از همون ديد و عادت و تفكرات قديمي نيگا كرديم..

همه‌چي‌رو تيره و تار مي‌بينيم.. نمي‌تونيم روشني وجود اونو درك كنيم..

هر وقت تونستيم با يه چشم تازه به اطرافمون نيگا كنيم..

همه‌چيز و همه‌كس برامون پيام زيبايي داره..

امضاء: روميصا

  
نویسنده : romisa rf ; ساعت ٢:٢٧ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٦ اردیبهشت ،۱۳۸۳


شيطنت زندگـــــــــــی

همه ما آدما وقتي خوب فكر مي‌كنيم.. مي‌بينيم شيرين‌ترين لحظه‌هاي زندگي‌مون مال زمانيه كه هيچي سرجاش نبود..

خودمون هم مي‌دونيم اين شيطنت زندگيه كه بهترين‌ها و شيرين‌ترين‌ها رو تو كل عمرمون پخش كرده..

مال دوره خاصي نيست..نه كودكي.. نه جواني.. نه پيري..

شايد در آينده بهترين فرصت‌ها نصيبمون بشه...

ولي اين دليل نمي‌شه كه صبر كنيم تا اون موقع.. و شادي‌مونو برا اون روز بذاريم..

و توجهي هم به همين الان زيبا و دوست داشتني زندگي‌مون نكنيم..

بايد تو تمام لحظه‌هاي زندگي‌مون مثه همون بچه باشيم كه منتظر قلقلكي تا از ته دل بخنده..

بايد منتظر بهانه‌اي واسه قهقهه زدن تو همين لحظه زندگي باشيم..

فقط با همين خنده‌‌هاي دم به دم و شادي‌هاست كه مي‌تونيم تو بدترين لحظات زندگي..قوي و استوار باشيم..

و از تمام مشكلات زندگي سربلند بيرون بيايم..

امضاء: روميصا

  
نویسنده : romisa rf ; ساعت ٢:٢٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٩ اردیبهشت ،۱۳۸۳